هانائو و نفرت
Nاوه ، پس از قتل ها در هانائو ، همه در مورد نفرت ، نژادپرستی و افراط گرایی راست گرا صحبت می کنند. طبقه سیاسی و رسانه ها وانمود می کنند که نفرت ، نژادپرستی یک ویژگی انسانی است ، گویی انسان با آن متولد شده است....
اکنون پس از قتل های هانائو ، همه در مورد نفرت ، نژادپرستی و افراط گرایی راست گرا صحبت می کنند. طبقه سیاسی و رسانه ها چنان عمل می کنند که گویی نفرت و نژادپرستی از خصوصیات انسانی است ، گویی مردم با آنها به دنیا آمده اند.
احتمالاً تصور میکنید که علت میتواند در نظم اجتماعی ما باشد، اما تا حد امکان ساکت نگه داشته میشود. بهتر است از "شیطانی" که در درون ما نهفته است صحبت کنیم. نکته اصلی این است که شما می توانید چیزی نامحسوس را سرزنش کنید، اما نمی توانید نظم اجتماعی ما را زیر سوال ببرید. ما چنین دموکراسی بزرگی داریم.
هیچ کس مسئول این واقعیت نیست که شهردار هامبورگ بیش از پنجاه میلیون یورو به بانک واربورگ هل می دهد. در جریان مذاکرات در دفتر شهردار با بانک ، فقط در مورد وضعیت هوا بحث شد.
و این واقعیت که ابرقدرت غربی باعث ایجاد یک استاد بزرگ در کاخ سفید می شود ، مسخره کردن دموکراسی نیست ، بلکه دموکراسی واقعی است.
آزادی ، برابری و برادری کاملاً از گفتمان عمومی ناپدید شده اند. وزیر آلتمایر توضیح می دهد: هر جا که بازده باشد ، در مورد آخرین صد سال است که باید از نیروی کار خارج شود (اگر بیش از پنج یورو در هر ساعت پرداخت می شد ، اقتصاد ما به هم می خورد) ، چگونه می توان این کار را انجام داد؟ اهداف نجیب صحبت می کنید؟
چه باید گفت یک نفرت یک دیوانه فقیر از بیگانگان با نظم اجتماعی ما ارتباط دارد؟
نژادپرستی و نفرت از اقلیت ها نوعی نفرت طبقاتی است. و نفرت طبقاتی بر اساس ظلم و ستم ، استثمار و تحقیر روابط شغلی بوجود می آید.
طبق قانون اعمال كننده همواره از اشتقاق احساسات ناشي از اين روابط نسبت به اقليت هايي مانند جوامع مذهبي و يا نژادهاي فرضي به عنوان يك خروج استفاده شده است.
افزایش نژادپرستی و رادیکالیسم راست گرایانه نشان می دهد که بدتر شدن آنتاگونیسم طبقاتی در نتیجه بحران اقتصادی جهانی ، بیان سیاسی و تروریستی خود را پیدا کرده است.