مرز (Merz) تحویل داده است
او تنها بخش اول انتظارات روسای این صنعت را برآورده کرده است.
او قراردادهای تسلیحاتی هنگفتی منعقد کرده و میخواهد ۶۵۰۰ تانک ساخته شود. و حزب سوسیال دموکرات هم نمیخواهد از قافله عقب بماند و خواستار ساخت پادگان در سراسر کشور است. قرار است تعداد سربازان ارتش به ۴۰۰۰۰۰ نفر افزایش یابد. اما از آنجا که تقریباً هیچکس ضرورت این کار را نمیبیند، خدمت سربازی فقط به تدریج اجرا میشود.
رسانهها در مورد پرواز پهپادها بر فراز فرودگاههای آلمان مزخرف میگویند و خودشان را مضحک جلوه میدهند، در حالی که پیستوریوس در حال ساخت کارخانههای مهماتسازی است و اجازه دارد وفاداران مورد اعتماد حزب را در بوندسوهر مستقر کند. پیشبینی میشود کل هزینه تجدید تسلیحات سالانه ۲۰۰ میلیارد یورو باشد.
- اما این مبالغ هنگفت چگونه باید جمعآوری شود؟
بازارهای مالی قیمتهای بسیار بالایی برای وامها مطالبه میکنند. و خواستار مداخله در هزینههای دولت هستند:
- آنها هزینههای مراقبتهای بهداشتی را بسیار بالا میدانند. انتظار میرود همسرانی که قبلاً تحت پوشش بیمه والدین خود بودند، تقریباً ۲۲۰ یورو در ماه بپردازند. آنها همچنین میخواهند کاهش تختهای بیمارستانی و تعطیلی بیمارستانها را تسریع کنند.
- قرار است بسیاری از مزایای بیمه درمانی لغو شود، ادامه پرداخت دستمزد و حقوق ایام بیماری مورد بحث قرار گیرد، در حالی که تهدیدهایی وجود دارد که در غیر این صورت خدمات جراحی برای افراد مسن باید محدود شود.
در مجموع، انتظار میرود درآمد اضافی ۵۰ میلیارد یورویی حاصل شود. این میتواند به جبران هزینههای تانکها، جتهای جنگنده سفارش داده شده از ایالات متحده و برخی از پادگانها کمک کند.
- اما بودجه لازم برای نگهداری بزرگترین ارتش دائمی اروپا چگونه باید تأمین شود؟
- پول کمک به اوکراین از کجا تأمین خواهد شد؟
- چه کسی هزینه تخمینی ۴۰ تا ۸۰ میلیارد یورو برای ادغام را تأمین خواهد کرد؟
ایالتها و شهرداریها در تنگنای خود هستند. آنها از هزینههای تحمیلشده بر خود شکایت دارند. افزایش درآمد مالیاتی دائماً پیشبینی میشود، اما این انتظارات مرتباً محقق نمیشوند. خانم باس به راحتی از افزایش سقف ارزیابی سهم مالیات صحبت میکند، گویی این اتفاق هر سال نمیافتد.
حزب AfD تحت فشار است که به کاهش هزینههای اجتماعی نپردازد و همچنان با تهدید ممنوعیت فعالیت مواجه است. با این حال، اگر این حزب کاهش هزینههای اجتماعی را بپذیرد، به آن پیشنهاد همکاری داده خواهد شد. هنوز مشخص نیست که آیا به بستن مرزها و برچیدن توربینهای بادی بسنده خواهد کرد یا اینکه خواستار توقف کاهش هزینههای رفاه اجتماعی نیز خواهد شد.
محتملترین سناریو احتمالاً یک تریلیون بدهی دیگر برای برآورده کردن همه انتظارات است. سپس با جایگزینی سیاستمداران، مشکلات تورمی لاپوشانی خواهند شد.
https://sciencefiles.org/2025/10/31/todernst-bundeswehr-zeigt-schueler-an/
فریدریش مرتس، صدراعظم، در سال ۲۰۲۵ میگوید: «ما سالهاست که فراتر از توان مالی خود زندگی میکنیم.» منظور صدراعظم از «ما» دقیقاً کیست؟ روزنامهی «جونگه ولت» تیتر میزند: «میلیونر ریاضت اقتصادی را موعظه میکند».
۳۶۰۰ نفر از ثروتمندترین افراد در اتحادیه اروپا به اندازه مجموع ۱۸۱ میلیون نفر از فقیرترین افراد ثروت دارند؛ این تقریباً معادل کل جمعیت آلمان، ایتالیا و اسپانیا است.
و ZDFheute گزارش میدهد: «سهم درآمد شهروندان در مقایسه با بودجه فدرال، در ده سال از ۱۴ درصد به ده درصد کاهش یافته است.»
انگار برتولت برشت سطرهای زیر را نه در سال ۱۹۳۴، بلکه همین امروز نوشته است:
«مردی ثروتمند و مردی فقیر آنجا ایستاده بودند و به یکدیگر نگاه میکردند.»
و مرد فقیر با رنگ پریده گفت: اگر من فقیر نبودم، تو ثروتمند نبودی.
https://www.manova.news/artikel/es-war-einmal-der-sozialstaat
«اینگونه است که بافت اجتماعی اروپا در حال فرسایش است. پولی که قبلاً صرف مدارس، بیمارستانها یا نوسازی راهآهن میشد، به طور فزایندهای به سمت شبکههای بتنی، فولادی و پهپادی سرازیر میشود.»
https://www.manova.news/artikel/vom-aufbau-zum-aufmarsch
هایک:
هر کسی که نسبت به تضاد طبقاتی نابینا باشد، نظریه تعادل را مطرح میکند و در نهایت به پینوشه و تاچر (سرکوب خشونتآمیز قیامها) میرسد. حتی کینز هم دیدگاه وسیعتری داشت.
لودویگ ارهارد از فرصت استفاده کرد و هیچ کاری برای مهار نیروهای اجتماعی انجام نداد. اما چه کسی میخواهد آلمان را به قیمت زوال مطلقی که ۸۰ سال پیش پرداخت شده بود، تسلیم کند؟
با این حال، اگر گروه مِرز دست بالا را حفظ کند، این سناریو را نمیتوان کاملاً رد کرد.
نظریههای بورژوایی نئولیبرالها و مکتب شیکاگو تنها جنبههای جزئی از جامعه را در بر میگیرند و نمیتوانند به پای ماتریالیسم دیالکتیکی که در تحلیل اجتماعی به کار میرود، برسند.
«در طول همهگیری، ما نمونههای بیشماری از این تحریف زبانی اورولی را دیدهایم. این تحریف با «صاف کردن منحنی» شروع شد و تا «تهدیدهای واکسینه نشدهها» و «همهگیری واکسینه نشدهها» ادامه یافت. آیا به یاد دارید زمانی که کودکان اجازه ورود به زمینهای بازی را نداشتند؟ زمانی که دانشآموزان مجبور بودند در هوای سرد در فضای باز امتحان بدهند، زیرا ماسک نمیزدند؟»
چه اتفاقی برای رسانهها افتاده که چنین تیترهایی تولید میکنند، تیترهایی که با تمام علوم در تضاد هستند و دروغ محضند؟
هلمار اشموندت در سال ۲۰۰۵ در شماره ۲۱ مجله اشپیگل نوشت که چند هزار سال پیش هیچ یخچال طبیعی در منطقه یخچال طبیعی فعلی چیروا در انگادین سوئیس در ارتفاع ۲۲۰۰ متری وجود نداشته است. بنابراین، او استدلال کرد که تغییرات اقلیمی یک فرآیند مداوم و کاملاً مستقل از «آلودگی دی اکسید کربن» ادعایی انسان ساخت است.
در سال ۲۰۰۴، روزنامه بریتانیایی گاردین گزارش کاملاً دقیقی از فعالیتهای تغییر رژیم ایالات متحده در اوکراین، صربستان، گرجستان یا مولداوی ارائه داد و فهرستی از تمام سازمانهای آمریکایی که این فعالیتها را تأمین مالی و در محل اجرا میکردند، تهیه کرد.
حتی برای رسانههای جریان اصلی مانند گاردین، در سال ۲۰۱۴ مشخص بود که چه کسی چه کسی را به جنگ میکشاند. تیتر گاردین این بود: «در اوکراین، ایالات متحده ما را به جنگ با روسیه میکشاند.» امروز، صحبت از «جنگ تجاوزکارانه بیدلیل» روسیه است.
https://tkp.at/2025/11/04/luegen-und-verleumdungen-zur-durchsetzung-lebensfeindlicher-politik/
جسیکا تاتی در توییتر، ۴ نوامبر ۲۰۲۵:
«در بادن-وورتمبرگ تقریباً ۲۰۰۰۰۰ آپارتمان کمبود وجود دارد. خانوادهها، دانشجویان و مستمریبگیران به شدت به دنبال مسکن مقرون به صرفه هستند. ائتلاف سبز-سیاه در ساخت مسکن کاملاً شکست خورده است.»
در حالی که شهرداریها به شدت در جستجوی زمین برای مسکن جدید هستند، نیروهای مسلح آلمان (بوندسوهر) حدود ۲۰۰ مکان را در سراسر کشور به روی استفاده غیرنظامیان میبندند - طبق گزارش SWR، ۲۶ مورد از آنها فقط در بادن-وورتمبرگ است. مناطقی که میتوانستند مدتها پیش در آنها آپارتمان، مهدکودک یا تأسیسات اجتماعی ساخته شوند، اکنون برای اهداف نظامی مورد استفاده قرار میگیرند. به جای مسکن مقرون به صرفه، پادگانهای جدید ساخته میشوند. دولت ایالتی سبز-سیاه به جای اینکه سرانجام با کمبود مسکن قاطعانه مقابله کند، در حال پیشبرد نظامیسازی است. قانون جدیدی در نظر گرفته شده است که بوندسوهر را از تمام مقررات ایالتی هنگام ساخت پادگان، پست فرماندهی و انبارهای نظامی معاف میکند. مجوز؟ دیگر لازم نیست. نظارت؟ وجود ندارد. چه دیوانگی محضی!
https://www.nachdenkseiten.de/?p=141877
«حزب چپ پیش از انتخابات فدرال از دور خارج شده بود، اما با حمایت رسانههای جریان اصلی، سازمانهای مشکوکی مانند کمپکت و الگوریتمهای شرکتهای فناوری آمریکایی، تنها در عرض چند هفته به نتیجه ۸.۸ درصد دست یافت. در عوض، مشتاقانه به روی کار آمدن فردریش مرتس کمک کرد، در بوندسرات به هزینههای نظامی نامحدود رأی داد و خواستار تحریمهای شدیدتری علیه روسیه است. اینکه این حزب موضع خود را تغییر داده است، به ویژه در رئیس آن، یان ون آکن، مشهود است که با پایبندی به اصول اتحادیه اروپا و ناتو، خواستار خاموش کردن خشونتآمیز ناوگان سایه روسیه است، که به منزله اعلام جنگ علیه روسیه در آبهای بینالمللی خواهد بود و مطمئناً منجر به افزایش بیشتر قیمت انرژی خواهد شد.»
پس از جدایی بنیانگذاران این حزب، برند لاک، کنراد آدام و هانس-اولاف هنکل، الکساندر گاولند، بیورن هوکه، آلیس وایدل و تینو کروپالا، بحثهای داغ درون حزب AfD را به خود اختصاص دادهاند. با این حال، بیانیه آلیس وایدل که بدون هیچ اعتراضی از سوی حزب مطرح شد، مبنی بر اینکه "میتوانم تصور کنم که ما پنج درصد از تولید ناخالص داخلی را صرف تسلیحات کنیم"، تردیدهای قابل توجهی را در مورد صلاحیت AfD ایجاد میکند.
«بیش از ۲۰ سال است که این افسانه گفته میشود که مستمریبگیران به هزینه فرزندان و نوههایشان زندگی راحتی دارند و با حس استحقاق خود تا حدودی مسئول رکود اقتصادی هستند.»
از این نظر، ائتلاف قرمز-سبز «عامل پایداری» را با دستور کار ۲۰۱۰ خود معرفی کرد، که مبالغ بازنشستگی را نه تنها بر اساس حق بیمههای پرداختی، بلکه بر اساس تحولات جمعیتی نیز تعیین میکند. نتیجه، افزایش تعداد مستمریبگیران، و بهویژه مستمریبگیران زن، بود که باید برای دریافت مزایای مسکن و سایر حمایتهای درآمد پایه از اداره رفاه اجتماعی درخواست دهند، زیرا مستمری آنها حتی برای نیازهای اولیه نیز کافی نیست.
شکی نیست که بیمه بازنشستگی قانونی (GRV)، مانند کل سیستم تأمین اجتماعی، مشکلات مالی عمدهای دارد. اما این بحران ناشی از سطح ناپایدار بازنشستگی نبود، بلکه ناشی از تضعیف پایههای تأمین مالی GRV و کل تأمین اجتماعی، به ضرر گروههای کمدرآمد و متوسط، بود.
H. Reiners در "Makroskop" در 19 نوامبر 2025
«آنها از آسیبهای قابل توجه و بلندمدت به کودکان صحبت میکنند و مستند میکنند که این خطرات اغلب نادیده گرفته شده و به طور ناکافی یا اصلاً ثبت نشدهاند. تقریباً در همه موارد، تجویز مسدودکنندههای بلوغ و بعداً هورمونهای ضد آن به کودکان منجر به ناباروری دائمی میشود، ظرفیت آنها برای تجربه جنسی عملاً از بین میرود، خطراتی برای رشد تراکم استخوان و اثرات بالقوه بر هوش وجود دارد. بدیهی است که پیامدهای منفی خواهد داشت.»
طبق این مطالعه، بیماریهای روانی و همچنین بیماریهای قلبی عروقی رو به افزایش هستند. در مورد جراحی، عوارض در تعداد قابل توجهی از موارد رخ میدهد.
تعداد کودکانی که بعداً از تصمیم شدید خود پشیمان میشوند، به ندرت ثبت میشود یا حتی در بسیاری از مطالعات نادیده گرفته میشود. رابرت کندی، وزیر بهداشت (که انصافاً قبلاً از این رویهها انتقاد کرده بود) با توجه به این مطالعه نقل قول شد: «انجمن پزشکی آمریکا و آکادمی اطفال آمریکا این دروغ را مطرح کردند که روشهای شیمیایی و جراحی رد جنسیت میتواند برای کودکان مفید باشد. آنها به سوگند خود مبنی بر عدم آسیبرسانی اولیه خیانت کردند و به اصطلاح «مراقبتهای تأییدکننده جنسیت» آنها، آسیبهای جسمی و روانی ماندگاری را به جوانان آسیبپذیر وارد کرده است. این پزشکی نیست - این قصور است.»
https://tkp.at/2025/11/24/und-nochmal-transmedizin-ist-schaedlich-fuer-kinder/
«قطعکنندههای بلوغ مسلماً چیزی شبیه به جام مقدس برای لابیگران ترنس هستند، کسانی که از قرار دادن کودکان و نوجوانان در معرض درمانی که معمولاً بازگشتی ندارد، رضایت میگیرند، زیرا قطعکنندههای بلوغ نقش داروی دروازهای را برای ورود به تب و تاب ترنسها ایفا میکنند.»
تعداد بسیار کمی از کسانی که بدنشان توسط داروهای مسدودکننده بلوغ آسیب دیده است، مصرف آنها را متوقف میکنند و تا حد امکان سعی میکنند زندگی با رشد طبیعی داشته باشند. اکثر آنها درمان هورمونی متقاطع مادامالعمر را شروع میکنند، به این معنی که هورمونهایی را برای تمام عمر دریافت میکنند که با جنس بیولوژیکی آنها مطابقت ندارد، تا بتوانند خود را به عنوان یک جنس متفاوت - هر چه که باشد - تصور کنند.
و البته، جای تعجب نیست که کودکانی که بزرگسالان به آنها میگویند با جنسیت خود مشکل دارند، پس از آنکه معمولاً بلوغ آنها به مدت دو سال سرکوب میشود، و سپس دو سال دیگر تحت تلقین جنسیتی توسط پزشکان جنسیتی قرار میگیرند که علاقهی خاصی به پوشاندن «عوارض جانبی» درمان با جایگزینی مسدودکنندههای بلوغ با هورمونهای دیگر برای حفظ توهم جنسیت متفاوت برای تمام عمر دارند، درمان را کامل نمیکنند، بلکه در عوض مرحلهی بعدی اختگی خود را آغاز میکنند...
این یک تجارت کاملاً مشکوک است، که با این واقعیت پیچیدهتر میشود که ادعای کاهش خطر خودکشی مرتبط با مسدودکنندههای بلوغ، وقتی دادههای قطعی، یعنی تلاش برای خودکشی، چه موفق و چه ناموفق، را در نظر میگیریم، نشان میدهد که مسدودکنندههای بلوغ در واقع احتمال اقدام به خودکشی را افزایش میدهند، نه کاهش.
https://sciencefiles.org/2025/11/24/frankensteins-aerzte-pubertaetsblocker-knochen-und-gehirnschaeden-im-tausch-gegen-feeling-high/