پنج سال تفکر جانبی در بوخوم

سخنرانی در Dr.-Ruer-Platz، 27.09.25

وقتی موج آنفولانزا در مارس ۲۰۲۰ فروکش کرد و موارد ابتلا رو به کاهش بود، دولت آلمان تحت رهبری مرکل ناگهان به شدت وارد عمل شد و دستور قرنطینه عمومی داد. گفته می‌شد موج آنفولانزا ناشی از یک ویروس فوق‌العاده خطرناک است. در سراسر آلمان، مردم وحشت‌زده بودند. تلویزیون با نشان دادن تصاویری از اجسادی که از خانه‌های سالمندان بیرون آورده می‌شدند، مردم را به وجد آورد. طبق گزارش‌ها، بخش‌های مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌ها مملو از جمعیت بود و جراحی‌ها برای ایجاد جا برای تعداد زیاد بیماران باید به تعویق می‌افتاد.

در واقع، همه چیز دروغ و فریب بود. در واقع، کمبود نیرو وجود داشت و اپیدمی آنفولانزا مدت‌ها پیش تمام شده بود.

مردم مجبور به استفاده از ماسک شدند، هرچند که برای کودکان، سالمندان و بیماران مضر بود. یکی از اولین کسانی که هشدار داد، پزشک ولفگانگ وودارگ بود. او بلوف زدن در مورد آنفولانزای خوکی و آنفولانزای مرغی را به خاطر داشت. او به طور حرفه‌ای با این بیماری‌های همه‌گیر برخورد کرده بود و بلافاصله متوجه شد که اوضاع از چه قرار است.

دکتر بودو شیفمن نیز علناً خواستار بی‌طرفی و هوشیاری شد. من فوراً متوجه نیات سیاسی پشت این کمپین نشدم و از آرامش حمایت کردم. اما وقتی تلویزیون پر از گزارش‌های مرگ شد و قانون اجباری ماسک با خشونت اجرا شد، خیلی زود مشخص شد که دولت کارت‌های اشتباهی را بازی می‌کند.

گروه‌های بحث و گفتگو در میادین بوخوم تشکیل می‌شدند و یک میکروفون به اصطلاح رایگان وجود داشت که هر کسی می‌توانست در آن صحبت کند. رویدادهایی در میدان دکتر رور و میدان هوزمن برگزار می‌شد که مقامات نظارتی شهر آنها را مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند. قانون اساسی اجازه نمایش نداشت، زیرا یک نماد سیاسی بود و تجمعات سیاسی ممنوع بود. اما ما این ممنوعیت را ظالمانه یافتیم و از آن سرپیچی کردیم. ناگهان تمام آلمان به آشوب کشیده شد. مقاومت ۲۰۲۰ به عنوان یک حزب جدید تأسیس شد و بعداً Basis (پایگاه) تشکیل شد که من نیز به آن پیوستم.

ما همچنین یک گروه اقدام در بوخوم تشکیل دادیم و دورهمی‌های غیررسمی ترتیب دادیم. در اولین جلسه‌مان، هنوز هم آن را به وضوح به یاد دارم، فرد برجسته‌ای آنجا بود که مسیر آینده رویدادها را شکل داد. او خستگی‌ناپذیر انسجام کلی را تضمین کرد و تا به امروز ما افتخار می‌کنیم که او یکی از ماست. ………… عزیز، از شما سپاسگزاریم.

سپس رویداد بزرگمان را در محل نمایشگاه با اولریش میس برگزار کردیم. بودو شیفمن و مایکل بالوگ نیز در بوخوم به دیدار ما آمدند. من اولین سخنرانی عمومی‌ام را در آنجا ارائه دادم.

ما در آن زمان نمی‌دانستیم که حملات به آزادی و سلامت ما تشدید خواهد شد. دولت میلیاردها دلار برای واکسیناسیون مردم با مواد تهدیدکننده زندگی هزینه کرده بود.

با این حال، خیلی زود مشخص شد که این تزریقات در برخی موارد اثرات شدید و حتی کشنده‌ای داشته‌اند. افراد حتی در راه بازگشت از مراکز واکسیناسیون به خانه جان خود را از دست می‌دادند. و هر چه تزریقات بیشتر انجام می‌شد، اثرات آن شدیدتر می‌شد و هنوز هم ادامه دارد:

  • به دلایل ناشناخته، سم واکسن عمدتاً در عضله قلب مردان جوان تجمع می‌یابد و باعث التهاب می‌شود. در بسیاری از موارد، ایست قلبی ناگهانی رخ داده است. مواردی که مربوط به ورزشکاران است، به اطلاع عموم رسیده است؛ ما فقط از طریق مطالعات علمی از سایر موارد مطلع شده‌ایم. تعداد موارد اکنون به طرز غیرقابل باوری زیاد است.
  • فلج صعودی کل بدن عمدتاً افراد میانسال را تحت تأثیر قرار می‌داد و حتی اکنون نیز مردم از آسیب عصبی رنج می‌برند.
  • کسانی که دو تا چهار دوز واکسن دریافت کرده بودند، دچار آسیب چشمی شدند و همچنان از آن رنج می برند. خودشان هم می دانند که همیشه سالم بودند و پس از تزریق ناگهان به بیماران مزمن تبدیل شدند.
  • کودکانی که همیشه سالم بودند، پس از تزریق به بیماری‌های خودایمنی مبتلا شدند. اکنون آنها با زندگی در محرومیت روبرو هستند زیرا اغلب هرگز بهبود نمی‌یابند.
  • افراد ۵۰ و ۶۰ ساله دچار سکته مغزی می‌شدند و این استاد پزشکی دیوانه در وزارتخانه بیانیه‌ای صادر کرد مبنی بر اینکه این کووید طولانی است. قربانیان اکنون باید با این کلاهبرداری زندگی کنند و دولت به این شیوه‌ی کثیف از سوگند خود برای اذعان به آسیب واکسن طفره می‌رود.
  • ترومبوز در پاهای زنان جوان که ناگهان ۵۰ تا ۱۰۰ برابر افزایش یافته است، به دلایل دیگری نسبت داده می‌شود و قوه قضائیه مانند دیواری در برابر به رسمیت شناختن آسیب واکسن ایستاده است.
  • و افراد ۸۰ ساله‌ای که برای واکسیناسیون در اولویت بودند، دسته دسته جان باختند. افراد واکسینه نشده زنده ماندند، از مرگ زودرس نجات یافتند و به سن طبیعی رسیدند.

 و حالا، در ادارات دولتی و کسب و کارها، در درجه اول افراد واکسینه شده بیمار هستند و افراد واکسینه نشده باید تمام کارهای بیماران را به عهده بگیرند.

 اما سوئد که از جنون واکسیناسیون در امان ماند، این مشکل را ندارد.

با گذشت زمان، روایت ویروس کشنده دیگر قابل تحمل نبود و افکار عمومی از ترس از ویروس به ترس از روس‌ها تغییر مسیر داد.

امروزه، تنها تعداد کمی از افراد مسن زنده هستند که جنگ جهانی اول را تجربه کرده و می‌توانند درباره آن گزارش دهند. شاید به همین دلیل است که به جوانان اجازه داده می‌شود تا بی‌خیال از تانک‌های بوندس‌ور بالا بروند و از ماشین‌های کشتار شگفت‌زده شوند. شاید به همین دلیل است که به یک وزیر سوسیال دموکرات اجازه داده می‌شود از اصطلاح نازی‌ها «آمادگی نظامی» در مباحث عمومی استفاده کند.

از آنجا که وحشت جنگ جهانی دوم دیگر به یاد نمی‌آید، به دولت CDU-SPD اجازه داده شده است که میلیاردها دلار برای ۷۲ پادگان جدید هزینه کند و صدها هزار مرد جوان را به خدمت سربازی فراخواند. آیا آنتیفا که به دولت وفادار است، اکنون با شور و شوق اسلحه به دست خواهد گرفت؟

و آیا «مادربزرگ‌های مخالف جناح راست» جوانان را ترغیب می‌کنند که برای جنگ آماده شوند و احتمالاً به جنگ علیه روسیه بروند؟ در این صورت، مادربزرگ‌ها چیزی از داستان‌های نسل والدین خود نیاموخته‌اند.

در طول همه‌گیری ویروس کرونا، آنها می‌خواستند ما را با یک ویروس ظاهراً کشنده بترسانند و سپس واکسن‌های واقعاً کشنده‌ای را ابداع کردند. حالا قرار است ما را از پرواز پهپادهای روسی بر فراز فرودگاه‌های دانمارک بترسانند تا بتوانیم با افزایش دیوانه‌وار تسلیحات و شاید حتی یک درگیری نظامی موافقت کنیم. نباید به آنجا برسد. به همین دلیل است که ما اینجا ایستاده‌ایم.

۳ پاسخ به «پنج سال تفکر جانبی در بوخوم»

  1. «هر دو پسر هیچ دلیلی برای مشکوک شدن به وجود مشکل ارائه ندادند.»
    -هر دو پسر هیچ سابقه پزشکی ندارند، یعنی هر دو سالم هستند، تا زمانی که با افراد حریص فایزر/بیون‌تک و نوچه‌های سیاسی آنها مواجه نشدند، سالم بودند.
    -هر دو پسر در خواب مردند.
    -هر دو پسر بر اثر میوکاردیت فوت کردند.
    هر دو پسر بر اثر نوعی میوکاردیت کاملاً غیرمعمول درگذشتند، نوعی میوکاردیت ناشی از استرس که در آن چرخه معیوب آدرنالین و سیتوکین‌ها به طوفانی تبدیل می‌شود که تحمل آن برای قلب هر یک از آنها بسیار زیاد است.
    – هر دو پسر تعداد زیادی میوسیت (سلول‌های قلبی) آسیب‌دیده و نکروتیک دارند.
    - یکی از پسرها دچار اسکار پاتولوژیک بافت عضله قلب (فیبروز میوکارد) است که نشان می‌دهد آسیب کشنده با اولین ژن درمانی از فایزر/بیونتک آغاز شده و با دومین ژن درمانی، سرانجام تکمیل شده است.
    -به نظر می‌رسد عضله قلب پسر دیگر متورم شده، سلول‌های قلب بزرگ شده‌اند و بافت آن نیز بزرگ شده است.
    در هر دو مورد، یافته‌های کالبدشکافی با یافته‌های مورد انتظار در میوکاردیت طبیعی مطابقت ندارد. این یافته‌ها بیشتر با آسیب به عضله قلب ناشی از مواد خارجی، مانند سوءمصرف مواد مخدر یا سایر عوامل استرس‌زا، مطابقت دارند. ژن‌درمانی فایزر/بیوان‌تک یکی از این عوامل استرس‌زا است.
    در هر دو پسر، آدرنالین و سیتوکین‌ها یکدیگر را تقویت کردند و در نهایت منجر به پاسخ کنترل نشده سیستم ایمنی به التهاب عضله قلب شدند که منجر به مرگ هر دو پسر شد.

    https://sciencefiles.org/2025/09/29/was-stimmt-mit-diesen-leuten-nicht-die-ard-gefaehrdet-ihre-gesundheit/

  2. «کسانی که سه یا چند واکسن دریافت کردند، به طور متوسط ​​​​(منحنی قرمز) به طور قابل توجهی کوتاه‌تر از کسانی که واکسن‌های کمتری دریافت کردند (سیاه) زندگی کردند. P < 0.001. این منحنی کاپلان مایر نشان می‌دهد که ۵۰٪ از کسانی که بیش از دو بار واکسینه شده‌اند، کمتر از ۱۲ ماه زنده مانده‌اند، در حالی که نرخ بقای ۵۰٪ در گروه کمتر واکسینه شده تقریباً ۲۴ ماه بود.» https://tkp.at/2025/09/30/so-verursachen-die-covid-mrna-spritzen-turbo-krebs/

  3. «این متخصص اطفال هنوز در مطب خود در هامبورگ، به ویژه در نوجوانان، علائم سندرم خستگی مزمن را تجربه می‌کند، حتی دو تا سه سال پس از آخرین واکسیناسیون با mRNA اصلاح‌شده: «بیماران از خستگی ناشی از سرب شکایت دارند که زندگی عادی روزمره را برای سال‌ها غیرممکن کرده است.» این الگوی علائم در مطالعه حاضر به طور کافی ثبت نشده است. بنابراین، کونیتزکی درخواست می‌کند: «از دیدگاه متخصص اطفال من، فناوری modRNA دیگر نباید فوراً مورد استفاده قرار گیرد، به خصوص در کودکان و نوجوانان، زیرا آنها نیاز بیشتری به محافظت دارند.»

    https://tkp.at/2025/10/01/langzeitstudie-impfschaeden-bei-kindern/

  4. صدها مطالعه منتشر شده قبلی (گزارش‌های TKP به طور مداوم) ارزیابی ریسک فعلی سازمان غذا و داروی ایالات متحده مبنی بر "غیرایمن و مؤثر" بودن این واکسن را تأیید و اثبات می‌کنند! تنها دو هفته پیش، بیش از ۲۰۰ دانشمند و پزشک خواستار پایان واکسن mRNA شدند.

    https://tkp.at/2025/10/04/usa-stuft-mrna-impfstoffe-als-nicht-sicher-und-wirksam-ein-pei-sieht-keinen-handlungsbedarf/

  5. هامبورگ، پایتخت نکوهش

    «در اسپانیا، یک دادگاه عالی جریمه‌های کرونا را لغو کرده است و آنها در حال حاضر بازپرداخت می‌شوند. در آلمان، همانطور که NZZ به شدت انتقاد می‌کند، جریمه‌ها همچنان وصول می‌شوند.»
    حزب کمونیست ترکیه (TKP) در اینجا درباره حکم دیوان عالی اسپانیا گزارش داد. قرنطینه‌های محدودکننده در اسپانیا در بهار ۲۰۲۰ خلاف قانون اساسی بود. این یک تصمیم دیرهنگام اما پیشگامانه از سوی دادگاه قانون اساسی اسپانیا است. در طول اولین قرنطینه، بیش از یک میلیون جریمه علیه شهروندان صادر شد. بسیاری از این جریمه‌ها اکنون باید به صورت عطف به ماسبق لغو شوند و این امر باعث یک بررسی حقوقی گسترده می‌شود.
    «NZZ با سیاستمداران مصاحبه کرد. فقط سارا واگنکنخت کلمات واضحی پیدا می‌کند؛ کرینگز، سخنگوی سیاست حقوقی سبزهای لیمبورگ، «محتاط» است و کرینگز، سخنگوی سیاست حقوقی اتحادیه، کلاه ایمنی فولادی به سر دارد، زیرا هر کسی که همه چیز را وارونه کند «اقدام دولت را نیز غیرقانونی می‌کند» و می‌گوید: «عفو عمومی و فراگیر کرونا، همانطور که توسط اسپانیا تصویب شده است، با دولت مشروطه آلمان سازگار نیست.»

    با این حال، این موضوع، پرسش کلی در مورد حاکمیت قانون در آلمان در مقایسه با اسپانیا را مطرح می‌کند. برای دادگاه قانون اساسی اسپانیا، حقوق اساسی و حقوق بشر عوامل تعیین‌کننده بودند...

    با این حال، NZZ به نمونه‌هایی از آلمان اشاره می‌کند. بایرن تنها ایالت فدرال است که در پرونده‌های جریمه کرونا عفو عمومی اعطا کرده است. کابینه پیش از این تصمیم گرفته بود که جریمه‌های معوقه را در پایان سال ۲۰۲۴ لغو کند. با این حال، این تصمیم حتی به تصمیم اسپانیا نزدیک هم نمی‌شود.

    وقایع تورینگن عجیب است. حزب AfD پیش‌نویس لایحه‌ای با عنوان «قانون جبران بی‌عدالتی ناشی از اقدامات کرونا در تورینگن» را به رأی گذاشت. این لایحه با وجود رأی AfD، توسط CDU، SPD، حزب چپ و حتی اداره رفاه اجتماعی فدرال (BSW) (!) رد شد.

    https://tkp.at/2025/10/12/neue-zuercher-zeitung-hamburg-war-hauptstadt-von-staatsglaeubigkeit-und-denunziantentum/

  6. «هرچه دوز سوم بیشتری تجویز شود، میزان مرگ و میر اضافی، به ویژه در گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال، بیشتر می‌شود. مناطقی با میزان واکسیناسیون بالا و زیرساخت‌های خوب برای واکسن‌های mRNA (به عنوان مثال، بانکوک) بالاترین میزان مرگ و میر را ثبت کرده‌اند.»

    این یک «سیگنال هشدار» و «سیگنال مبتنی بر داده» است که نیاز به بررسی و اقدام فوری دارد. این مطالعه استدلال می‌کند که بسیاری از مرگ و میرها بدون واکسیناسیون‌های یادآور رخ نمی‌داد.

    https://tkp.at/2025/10/13/dritte-mrna-dosis-verantwortlich-fuer-zunahme-von-todesfaellen-studie-und-video-von-prof-martin-haditsch/

  7. آیا ولاسکز در تاریخ ۱۸.۱۰.۲۵:
    در زمستان ۲۰۲۱/۲۰۲۲، هم وزارت بهداشت فدرال لاوترباخ و هم جناح‌های حاکم حزب سوسیال دموکرات، سبزها و حزب دموکرات آزاد، از نظر ایدئولوژیک خود را به واکسیناسیون اجباری متعهد کرده بودند. هیچ‌گاه آزمون تناسب برای تعیین اینکه آیا می‌توان اقدامات ملایم‌تری را در نظر گرفت یا خیر، انجام نشد. در عوض، آنها با دقت فراوان، به بررسی عواقب قانون کار و جریمه‌هایی که افراد واکسینه نشده در صورت امتناع از واکسیناسیون ممکن است با آن مواجه شوند، پرداختند. دقت آلمانی، اما متأسفانه در جای اشتباه.

    در این مرحله، باید به یاد داشت که واکسیناسیون اجباری در آلمان در آوریل ۲۰۲۲ تنها به این دلیل اجرا نشد که گروه‌های مختلف پارلمانی در بوندستاگ با پیش‌نویس قانون خود یکدیگر را خنثی کردند، به طوری که در نهایت، هیچ یک از پیش‌نویس‌ها به اکثریت کافی دست نیافتند. در آن زمان، این «پیروزی عقل» نبود که جامعه را از اختلاف بیشتر نجات داد، بلکه حزب‌گرایی و قدرت‌طلبی‌های کوچک بود.

    ایمیل‌های «گروه کاری واکسیناسیون اجباری» نشان می‌دهد که استدلال‌های مربوط به واکسیناسیون اجباری در زمستان ۲۰۲۲ بر چه پایه‌های شکننده‌ای بنا شده است. این ایمیل‌ها یادآوری تهدیدآمیزی از آنچه که نباید در آلمان تکرار شود، در صورتی که قرار باشد مواد یک و دو قانون اساسی - کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت بدن - دوباره در آینده اعمال شوند، هستند.

  8. https://sciencefiles.org/2025/10/23/die-onanie-der-sykophanten-hausdurchsuchung-als-selbstbefriedigung/

    «نه تنها یک دادستان عمومی دیوانه پیدا شده که انگیزه‌اش اجرای چاپلوسی‌اش از موضعی است که به او اجازه می‌دهد خودسرانه به دیگران آسیب برساند، بلکه یک قاضی منطقه‌ای هم پیدا شده که حکم تفتیش را امضا کرده و قطعاً نظام حقوقی برلین را مناسب با یک کثافتخانه ایدئولوژیک تشخیص داده است.»

    اگر هنوز دارید فکر می‌کنید که رایش سوم چطور ممکن شد، دوباره این پست را بخوانید!

  9. یک روز دیگر در آمبولانس. بیمار زیر ۳۵ سال. تازه سرطانش تشخیص داده شده. من/بهیار: «کی تشخیص داده شد؟» بیمار: «چند هفته پیش.» من: «سیگار می‌کشی؟ مشروب می‌خوری؟» بیمار: «نه.» من: «مشکلات سلامتی دیگه‌ای هم داری؟» بیمار: «نه.» من: «واکسن کووید زدی؟» بیمار: «بله، دوتای اول، اما بعدش نه.»

    این مکالمه قبلاً من را شوکه می‌کرد. حالا دیگر روتین شده است. یک تماس تلفنی/روز کاری دیگر. یک بیمار دیگر که بدنش بدون هیچ دلیل قابل توضیحی علیه آنها شده است. پزشکان هنوز "گیج" هستند. من این بیماران را می‌بینم. به چشمانشان نگاه می‌کنم. ترس را در صدایشان می‌شنوم. زندگی‌های جوانی را می‌بینم که از هم پاشیده‌اند و نمی‌توانم آن را فراموش کنم. اینها عدد نیستند؛ اینها افراد رنج‌کشیده هستند. قربانیان سیستمی که اعتماد به علم را می‌طلبد اما شاهدان را ساکت می‌کند. اگر تا به حال برای بیماران دعا کرده‌اید، این ارواحی را که هنوز در حال مبارزه هستند، کسانی که امید خود را از دست می‌دهند، کسانی که برای پاسخ‌هایی که به نظر می‌رسد هرگز به دست نمی‌آیند فریاد می‌زنند، به دعا اضافه کنید. اینها قربانیان قتلی هستند که هنوز نمرده‌اند.

    https://tkp.at/2025/10/27/ein-offener-brief-aus-dem-krankenwagen/

  10. «آمار ابزار بسیاری از دانشمندان است.
    آمار مبتنی بر داده است و باید داده ها جمع آوری شوند.
    این، به نوبه خود، یک مسئله روش‌شناختی است.
    روش، در معنای مرتبط با اینجا، به شیوه‌ای اشاره دارد که داده‌ها جمع‌آوری می‌شوند، به شکلی که تضمین می‌شود نتایج به‌دست‌آمده از این داده‌ها، آنچه را که به آن‌ها تفسیر می‌شود، نیز نشان دهند.

    برای مثال، وقتی صحبت از ارزیابی اثربخشی «واکسن‌های» کووید-۱۹ از نظر محافظت در برابر مرگ می‌شود، یکی از سنگرهایی که هنوز برای مافیای واکسیناسیون باقی مانده است: تزریق کووید-۱۹ از افراد حساس، آسیب‌پذیر، یعنی سالمندان، در برابر عفونت و مرگ محافظت می‌کند... آخرین جزیره‌ای که هنوز واقعیت آن را در بر نگرفته است، واقعیتی که به وضوح نشان می‌دهد تزریقات کووید-۱۹ از سالمندان نیز محافظت نکرده، بلکه به آنها آسیب رسانده است.
    با این اوصاف، نتایج، که چیزی برای گفتن ندارند
    با این اوصاف، نتایج به دست آمده، که جای هیچ تفسیری باقی نمی‌گذارد، به شرح زیر است:

    افراد واکسینه شده دارای

    ۲۵ درصد بیشتر از افراد واکسینه نشده در معرض خطر ابتلا به کووید-۱۹ هستند.
    ۲۰۵٪ افزایش خطر ابتلا به سرطان
    تفسیر کردن"

    https://sciencefiles.org/2025/10/27/methodischer-junk-warum-studien-nicht-zeigen-dass-covid-19-impfstoffe-sterblichkeit-reduzieren-neue-studie/

  11. «پزشکان و رسانه‌های اروپایی مرتباً گزارش می‌دهند که موارد سرطان به طرز چشمگیری در حال افزایش است و افراد جوان و قبلاً سالم به طور فزاینده‌ای تحت تأثیر قرار می‌گیرند. علل آن همچنان یک راز است و هرگز به واکسیناسیون کووید اشاره نمی‌شود. در حالی که اکنون داده‌هایی از کره جنوبی وجود دارد که به وضوح به ارتباط با واکسیناسیون اشاره می‌کند، اطلاعات کمی در این مورد از اتحادیه اروپا وجود دارد.»

    https://tkp.at/2025/11/03/krebsentwicklung-in-eu-kommission-unter-druck/

  12. دکتر نائومی ولف توضیح می‌دهد که چرا معرفی «واکسن» mRNA علیه کووید-۱۹ «بزرگترین جنایت علیه بشریت در تاریخ» است.

    «برای مدت طولانی نمی‌خواستم باور کنم که این یک استراتژی کاهش جمعیت نیست، اما در نهایت شواهد موجود در اسناد فایزر مرا متقاعد کرد که دقیقاً همین‌طور بوده است.»

    «در بخشی از اسناد فایزر، نرخ سقط جنین یا سقط خودبه‌خودی بالای ۸۰ درصد ذکر شده است.»

    آنها می‌دانستند که این کار به قلب افراد زیر سن قانونی آسیب می‌رساند.

    اما آنها فقط ادامه دادند... و والدین را تشویق کردند که فرزندانشان را واکسینه کنند، حتی با اینکه می‌دانستند به آنها آسیب می‌زنند یا آنها را می‌کشند.»

    https://rumble.com/v4mfn5h-gesprek-tussen-naomi-wolf-en-karel-van-wolferen.html

  13. «تاریخ یکی از آن داستان‌هایی است که تکرار می‌شود، داستانی که طنز زندگی روزمره را بین خودبرتربینان، که در حرف و عمل از خانه‌هایشان به وفور جنگ را به راه می‌اندازند، و کسانی که بهای آن را با گل، خاک و خون می‌پردازند، نشان می‌دهد. و این در حال تکرار است، در حال حاضر با مادربزرگ‌های مخالف راست از کلن، که در حال دنبال کردن ردپای خودبرتربینانی هستند که در جریان جنگ جهانی اول می‌خواستند مردان بی‌شماری را به کام مرگ بفرستند و به احتمال زیاد، این کار را کردند.»

    https://sciencefiles.org/2025/11/17/senile-kriegstreiber-omas-gegen-rechts-machen-mobil-liebe-kids-zieht-mit-hurra-in-den-krieg/

  14. «این مقاله نه تنها در مورد پنهان‌کاری آشکار و عمدی فایزر در مورد مرگ دو شرکت‌کننده در گروه درمانی کارآزمایی بالینی آنها در جلسه مهم کمیته مشورتی واکسن و محصولات بیولوژیکی مرتبط (VRBPAC) در 10 دسامبر 2020 است؛ بلکه در مورد این واقعیت نیز هست که هیچ یک از 15 عضو رأی‌دهنده VRBPAC به فکر پرسیدن سوالات واضح نیفتادند و متعاقباً، هر وسیله‌ای برای پنهان کردن این واقعیت که از همان ابتدا، افزایش مرگ و میر ناشی از بیماری‌های قلبی عروقی، اساساً ایست قلبی، پس از تجویز BNT162b2/Comirnaty ساخت فایزر/بیوان‌تک مشاهده شد، قابل قبول تلقی شد.»

    حتی وقتی در پایان مرحله ارزیابی ۶ ماهه کارآزمایی بالینی در مارس ۲۰۲۱، مشخص شد که ۳۸ نفر فوت کرده‌اند، که ۲۱ نفر از آنها در گروه «درمان‌شده» با Comirnaty/BNT162b2 بودند، حتی وقتی مشخص شد که این ۲۱ مرگ اساساً با نحوه مرگ افراد گروه دارونما متفاوت است - اینکه آنها در حین پیاده‌روی از حال رفته و فوت کرده‌اند، در یک رختشویخانه با پاهای ضربدری و صورت‌های کبود پیدا شده‌اند، در آپارتمان‌هایشان مرده پیدا شده‌اند و دیگر هرگز از خواب بیدار نشده‌اند - حتی در آن زمان، کسانی که ظاهراً برای محافظت از مردم در برابر عوامل دارویی مخرب آنجا هستند، از ارائه داده‌های دستکاری‌شده به آنها ناراحت نشدند، چه رسد به اینکه ابتکار عمل را برای بررسی علل مرگ‌های عجیب رخ داده در گروه درمان به دست گرفتند.
    خلاصه کلام اینکه، از همان ابتدا همه چیز دروغ بود. پنهان‌کاری، فریب و کلاهبرداری وجود داشت. آنها از روی اجساد مردگان عبور کردند و داده‌هایی را دستکاری کردند که نشان نمی‌داد Comirnaty/BNT162b2 به هیچ وجه در برابر مرگ یا بیماری شدید ناشی از کووید-۱۹ محافظت می‌کند، تا به نتایجی برسند که نوید سود می‌داد. تا سه‌ماهه اول سال ۲۰۲۵، فایزر/بیوان‌تک تقریباً ۱۰۰ میلیارد دلار با BNT162b2/Comirnaty درآمد کسب کرد، درآمدی که تقریباً به ۶۵ میلیارد دلار سود تبدیل می‌شود. حاشیه سودی واقعاً ظالمانه، که با سرقت از مالیات‌دهندگان و توزیع محصولی بی‌کیفیت که از نظر مزایایش مضر بود، به دست آمد. سودی که برای آن مرگ مردم پذیرفته شده و می‌شود، و برای آن داده‌ها به روش‌هایی دستکاری و پنهان شدند که منجر به مرگ آنها شد.

    https://sciencefiles.org/2025/12/03/wann-wird-manipulation-zu-mord-pfizer-biontech-und-die-geschoenten-daten-aus-klinischen-trials/

  15. نتایج تأیید می‌کند که mRNA در محل تزریق باقی نمی‌ماند، به سرعت تجزیه نمی‌شود، به جفت می‌رسد و وارد اندام‌های تولید مثلی می‌شود.

    این موضوع، مکانیسم بیولوژیکی پشت عوارض جانبی جدیِ به تأخیر افتاده را تأیید می‌کند و همچنین عوارض جانبی بین نسلی را توضیح می‌دهد - اینکه چرا نوزادان مادران واکسینه شده اکنون حتی سال‌ها بعد، با نرخ مرگ و میر بالای بیش از حد می‌میرند.

    همچنین نشان داده شده است که فایزر در هشدار خود در مورد انتقال واکسن به افراد واکسینه نشده، به ویژه زنان باردار، درست گفته بود. سند فایزر سقط جنین را حتی از طریق تماس پوست به پوست با افراد واکسینه شده تأیید کرد. همه این موارد بارها توسط اتحادیه اروپا، سیاستمداران، مقامات بهداشتی و بسیاری از پزشکان تکذیب شد.

    https://andreastriebel.de/?p=4969

  16. بزرگترین مطالعه‌ای که تا به امروز در مورد ارتباط بین واکسیناسیون و زوال عقل انجام شده است، که شامل ۱۳.۳ میلیون فرد واکسینه شده است، نتیجه می‌گیرد که این خطر با هر واکسیناسیون بعدی افزایش می‌یابد، در طول ده سال همچنان بالا می‌ماند و پس از واکسیناسیون آنفولانزا و ذات‌الریه به بالاترین حد خود می‌رسد.

    آسیب عصبی ناشی از واکسیناسیون در تعداد فزاینده‌ای از مطالعات بزرگ نشان داده شده است. اما نه تنها این، بلکه شواهد علمی معتبری در مورد مکانیسم‌های عمل نیز وجود دارد که اساساً به این واقعیت خلاصه می‌شود که میکروسکته‌های ناشی از واکسن باعث آسیب به مغز می‌شوند. بزرگترین و دقیق‌ترین مطالعه‌ای که تاکنون در مورد واکسن‌ها و زوال عقل انجام شده است - که شامل ۱۳.۳ میلیون بزرگسال در بریتانیا می‌شود - الگویی عمیقاً نگران‌کننده را نشان داد: کسانی که واکسن‌های استاندارد بزرگسالان را دریافت کرده‌اند، خطر ابتلا به زوال عقل و بیماری آلزایمر به طور قابل توجهی بالاتری دارند.

    https://tkp.at/2025/12/08/studie-ueber-impfungen-fuer-erwachsene-38-50-erhoehtes-risiko-fuer-demenz-und-alzheimer/

  17. باکدی، هوکرتز، استرز، وودارگ و همکاران در نامه‌ای سرگشاده می‌نویسند: «مداخلات مهندسی ژنتیک برای پیشگیری از بیماری‌های عفونی باید فوراً متوقف و ممنوع شود.»

    در یک نامه سرگشاده چشمگیر، مهمترین منتقدان علمی آلمانی اقدامات کرونا از همان ابتدا، از جمله هلموت استرز، دکتر ولفگانگ وودارگ، پروفسور دکتر سوچاریت باکدی و پروفسور دکتر رت. نات. استفان دبلیو. هوکرتز، به صراحت اعلام کردند: «هر کسی که هنوز شرکت می‌کند، مرتکب جرم شده است!»
    علیرغم تمام تلاش‌ها برای لاپوشانی، وسعت آنچه که مسلماً بزرگترین جنایت در تاریخ بشر است، به طور فزاینده‌ای آشکار می‌شود. از سال ۲۰۲۰، جهان توسط یک کمپین ترس خائنانه و هماهنگ، مورد دروغ و عذاب قرار گرفته و در معرض اقدامات دیوانه‌وار قرار گرفته است. همه اینها باعث شده است که مردم پذیرای آزمایش‌های مهندسی ژنتیک باشند که قبلاً به طور غیرمسئولانه‌ای تابو تلقی می‌شدند.

    از سال ۲۰۲۱، به طور فزاینده‌ای آشکار شده است که چه رنج و بدبختی بی‌حد و حصری را کسانی که در سیاست، صنعت، دولت، تحقیقات، ارتش، رسانه‌ها، پزشکی و امور مالی مسئول هستند، بر میلیون‌ها نفر تحمیل کرده‌اند. اجساد در مسیر آنها پخش شده و هیچ رحمی به کودکان، زنان باردار و معلولان نشده است. حرص و طمع وحشیانه برای پول و کنترل جهانی در پشت عبارات زیبا و پرطمطراق حفاظت از محیط زیست، پیشگیری، دموکراسی، همبستگی و پیشرفت تکنولوژی، بیش از پیش آشکار می‌شود.

    https://tkp.at/2025/12/13/offener-brief-wer-jetzt-noch-mitmacht-handelt-verbrecherisch/

  18. «داروی سری FC3661 شرکت فایزر (با مجموع ۵۱ مورد مرگ گزارش شده در VAERS) پس از اولین تزریق منجر به ترومبوز سینوس وریدی مغزی در بیمار ژاپنی شد. کشنده‌ترین داروی شرکت جانسن، داروی ۲۱۲C21A با ۶۰ مورد مرگ گزارش شده (در VAERS) بود. بدترین داروی سری Moderna، داروی 032H20A با ۳۹ مورد مرگ گزارش شده بود؛ ظاهراً این دارو به آلمان توزیع نشده یا به ندرت توزیع شده است.»

    بیشترین تعداد گزارش‌شده از سری Moderna به موسسه Paul Ehrlich (PEI) 3001651 بود که 4710 مورد واکنش نامطلوب دارویی مشکوک (که احتمالاً حداکثر یک دهم کل موارد واقعی آسیب را نشان می‌دهد) در آن وجود داشت. بنابراین، PEI از سری‌های کشنده Pfizer/BioNTech و Moderna آگاه بود و مطلقاً هیچ کاری نکرد - تا 28 نوامبر 2024، زمانی که مخفیانه داده‌های مربوط به واکنش‌های نامطلوب دارویی مشکوک را به صورت آنلاین منتشر کرد و بدین ترتیب، برخلاف اظهارات قبلی خود، آسیب مرتبط با سری را تأیید کرد. بنابراین PEI درست مانند موسسه Robert Koch (RKI) تقلب و دروغ گفت. وکیل Tobias Ulbrich می‌گوید: "وابستگی سری به طور فزاینده‌ای آشکار می‌شود." او توزیع ماهانه سری‌ها را بررسی کرد و الگویی را تشخیص داد: "هر کسی که ارقام موجود در جداول را می‌بیند، باید احساس بیماری کند، زیرا نشان‌دهنده برنامه‌ریزی سیستماتیک آسیب است."
    همانطور که در دو بخش بعدی روشن خواهد شد، دلیل خوبی وجود دارد که باور کنیم از نزدیک به ۲۰۰ میلیون تزریق انجام شده در آلمان، حداکثر حدود ۲۰۰ q = ۱۲۰ میلیون تزریق واقعاً مؤثر بوده‌اند. این تزریقات بین تقریباً ۶۵ میلیون نفر توزیع شده است که از این تعداد، بیش از ۶۲ درصد یا تقریباً ۴۱ میلیون نفر، حداقل دو تزریق مؤثر دریافت کرده‌اند. حداقل همه این افراد احتمالاً به خود یک سیستم ایمنی با برنامه‌ریزی مجدد دائمی تزریق کرده‌اند. یک سیستم ایمنی ناکارآمد مستقیماً منجر به افزایش میزان عفونت‌ها/بیماری‌ها می‌شود و همچنین بر سرطان تأثیر می‌گذارد. در میان‌مدت و بلندمدت، میزان سالانه سرطان به ناچار در این گروه از افراد افزایش خواهد یافت. اکثر افراد مبتلا به شدت از ME/CFS، مشکلات قلبی و حوادث ترومبوتیک و همچنین بیماری‌های خودایمنی جدی مانند ALS، میلیت عرضی و بسیاری دیگر رنج می‌برند - معمولاً به صورت مزمن و عمدتاً با شدت پیشرونده. در یک دوز مؤثر، به نظر می‌رسد که دوزها از نظر مضر بودن بسیار متفاوت هستند. چه کسی می‌داند - شاید فقط نیمی از دوزهای موجود در آن پتانسیل فوری ایجاد آسیب جدی یا کشنده را داشته باشند؟ به قول آرنه بورکهارت، آسیب‌شناس فقید، بقیه‌اش «یک بمب ساعتی» است.

    https://tkp.at/2025/12/14/welcher-anteil-der-pfizer-biontech-dosen-ist-wirkungslos-teil-i-binomialverteilte-injektionswirkung/

  19. «در نروژ، جایی که اسکی نوردیک ورزش ملی است، واکنش‌ها حاکی از ناامیدی است. برخلاف رسانه‌های آلمانی‌زبان، حداقل به ارتباط (احتمالی) این موضوع با واکسیناسیون پرداخته شده است.»

    به ویژه ورزش‌های استقامتی نیاز به بحث آزاد در مورد این موضوع دارند. به نظر می‌رسد مشکلات قلبی به طور فزاینده‌ای رایج شده‌اند، به خصوص در بیاتلون. به عنوان مثال، TKP در مورد اختلالات ریتم قلب اینگرید تندرولد، ستاره بیاتلون (که او هم نروژی است) گزارش داد. همین هفته گذشته، تیم آلمان اعلام کرد که یوهانا پاف ۲۳ ساله از میوکاردیت رنج می‌برد. برای این ورزشکار امیدوارکننده، به جای المپیک، تخت بیمارستان است. به نظر می‌رسد چنین مواردی اکنون بخشی از زندگی روزمره در اسکی صحرایی است - باکن اوج غم‌انگیز آن است.

    حتی نیازی نیست که ارتباط مستقیمی بین آسیب واکسن باکن و مرگ ناگهانی او وجود داشته باشد. تنها سوالی که باید از دیدگاه پزشکی ورزشی روشن شود این است که ادامه ورزش استقامتی پس از بهبودی از میوکاردیت یا پریکاردیت برای یک ورزشکار چقدر می تواند ایمن باشد.

    سوال بعدی که به طور فزاینده‌ای مطرح می‌شود این است: چرا ورزشکاران جوان نخبه بیشتر و بیشتر دچار مشکلات قلبی ناگهانی می‌شوند؟ این ورزشکاران از دوران جوانی تحت بهترین نظارت پزشکی بوده‌اند؛ عملاً غیرممکن است که بیماری‌های زمینه‌ای نادیده گرفته شوند. پاسخ به این سوالات می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد.

    https://tkp.at/2025/12/25/nach-impfschaden-sport-star-tot-im-hotel/

Schreibe einen Kommentar

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. Erforderliche فلدر سند MIT * مشخص شده