تهاجم طبقه سیاسی
بازنشستگان به خیابانها نمیآیند.
آنها به حسن نیت دولت بستگی دارند. دولت بسته به وضعیت بودجه، افزایش حقوق بازنشستگی را تصویب میکند. تصمیمات مربوط به تعدیل حقوق بازنشستگی با توجه به تورم، در قالب بستههای پیشنهادی اتخاذ میشود که شامل تمام مزایای ممکنی است که باید در بودجه عادی دولت گنجانده شوند. در نتیجه، میزان حقوق بازنشستگی به طور فزایندهای کمتر و کمتر منعکس کننده سهم فرد در طول زندگی کاریاش است. بنابراین، کمکهای مالی به صندوقهای بازنشستگی تا حد زیادی به عنوان مالیات فردی تلقی میشود و کار اظهار نشده توجیهپذیر تلقی میشود.
برای بخشهای بزرگی از جمعیت، مستمری موجود در طول چند سال گذشته به طور فزایندهای کاهش یافته است.
پروفسور سی. کرایس:
«تولید ناخالص داخلی سرانه واقعی رسمی، تعدیلشده با قدرت خرید، امروز کمتر از پنج سال پیش است. این رقم در سال ۲۰۲۴، ۶۲۸۰۰ دلار و در سال ۲۰۱۹، ۶۲۹۰۰ دلار بود. قدرت اقتصادی سرانه واقعی در آلمان از سال ۲۰۱۸ راکد مانده است.»
طبق گزارش اداره آمار فدرال، دستمزدهای واقعی در آلمان در سه ماهه اول سال 2025 کمتر از سه ماهه اول سال 2019 بوده است.2 طبق آمار رسمی، امروزه افراد شاغل به لحاظ واقعی، یعنی با احتساب تورم، درآمد کمتری نسبت به پنج سال پیش دارند.
نگاهی به تعداد افرادی که از بانکهای غذا استفاده میکنند نیز نشان میدهد که زندگی برای افراد پایین خط فقر در آلمان رو به وخامت است. امروزه حدود ۱.۵ تا ۲ میلیون نفر از بانکهای غذا استفاده میکنند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۸ حدود ۱.۵ میلیون نفر و در سال ۲۰۱۰ حدود یک میلیون نفر بود.9
فقر در آلمان به وضوح در حال افزایش است. حتی قدم زدن در شهرهای مختلف آلمان، به ویژه در مناطق ایستگاه قطار، به طرز چشمگیری نشان میدهد که چگونه بدبختی، سختی، بیخانمانی، قربانیان مواد مخدر، غفلت، بیتفاوتی و ترس از جرم، به ویژه در میان زنان، آشکارا در خیابانها در حال افزایش است. چنین شرایطی 30 سال پیش غیرقابل تصور بود.
اما نرخ سود سرمایه نیز در حال کاهش است و این کاهش تنها با افزایش عملکرد نیروی کار قابل توقف است، از این رو تلاشهای بیوقفه نمایندگان سیاسی
- برای ملایم کردن هشت ساعت کار روزانه،
- برای افزایش عمر کاری و غیره
- کارآفرینان برجستهای مانند گروپ از پزشکانی که گواهی بیماری صادر میکنند، گله دارند.
- و سی و پنج ساعت کار هفتگی برای همه کارگران دور از دسترس است.
- اقتصاددانان مشهوری مانند فراتشر برای توجیه ضرورت ادعایی کار بازنشستگان مورد استفاده قرار میگیرند.
- اقتصاددانان دیگر به عوامل جمعیتی به عنوان دلیل اشاره میکنند: بازنشستگان دیگر آنچه را که خود خلق کردهاند مصرف نخواهند کرد، بلکه در عوض از نیروی کار نسل بعدی ارتزاق خواهند کرد. این نسل کوچک خواهد شد و بنابراین بازنشستگان باید با درآمدهای دائماً در حال کاهش کنار بیایند.
کلمهای در مورد هدر دادن ثروت جامعه از طریق یارانه برای صنایع تسلیحاتی گفته نمیشود. قرار است شش هزار تانک ساخته شود که هر کدام چهل میلیون یورو هزینه دارد. آلمان قرار است بزرگترین ارتش اروپا را بسازد.
برای توجیه این امر، روسیه و چین به عنوان دشمن به تصویر کشیده میشوند. وادفول میگوید: «روسیه برای همیشه دشمن ما باقی خواهد ماند.»
آیا این جمله بر اساس امید به حمله به روسیه با نیروهای ناتو و تصرف منابع طبیعی آن است؟ در آن صورت، روزنامههای فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ، زوددویچه سایتونگ و تاگشاو از یک جنگ دفاعی صحبت میکردند («از ساعت ۵:۴۵ صبح، ما پاسخ خواهیم داد»). نیروهای بوندسوهر در اوکراین از قبل آمادگی خوبی خواهند داشت.
آیا مرتس هنوز شکست آلمان در برابر سربازان شوروی را فراموش نکرده است؟ آیا او گلولههایی را که به ساختمان رایشتاگ اصابت کردند، مایه ننگ میداند؟ خودبزرگبینی و ایدئولوژی انتقامجویی، زوجی فاجعهبار هستند.
با این حال، FAZ، SZ، Spiegel و Tagesschau که روند جنگ را تحسین میکنند، نفوذ خود را از دست میدهند و بخش هوشیار سیاسی جمعیت نمیخواهد با مشارکت آلمان، یک «جنگ دفاعی» در اوکراین آغاز کند.
جنگ علیه این ویروس کشنده، چشم بسیاری از مردم را باز کرده است.
«و البته، سیستم بازنشستگی آلمان یک سیستم بازنشستگی «پرداخت به ازای هر بار استفاده» است که در آن جمعیت شاغل فعلی باید حقوق بازنشستگی بازنشستگان فعلی را از طریق مالیاتهای خود تأمین مالی کنند. این سیستم باید در زمان کار نسل بومر، مازاد زیادی تولید کرده باشد. مازادها توسط مجرمان سیاسی حیف و میل میشدند، به طوری که امروز، چهرههای نازپرورده مانند مارسل، که هرگز در زندگی خود هیچ کار فیزیکی انجام ندادهاند، میتوانند بیایند و وانمود کنند که پول گمشده تقصیر بازنشستگان امروزی است و نه نتیجه یورش مجرمان سیاسی به صندوقهای تأمین اجتماعی.»
https://sciencefiles.org/2025/08/23/der-anti-fratzscher-ein-jahr-manuelle-arbeit-fuer-haetschelexistenzen/
«در تیرول جنوبی، از سال ۲۰۲۲ کاهش چشمگیر و ناگهانی در میزان زاد و ولد رخ داده است که نمیتوان آن را صرفاً با دلایل اقتصادی و جامعهشناختی که قبلاً وجود داشته و منجر به کاهش مداوم زاد و ولد شده است، توضیح داد.»
کمپین واکسیناسیون mRNA همچنان به کاهش بیشتر جمعیت ادامه میدهد، که ظاهراً برای کره زمین مفید است. اثرات آسیب واکسن به ویژه در کاهش نرخ زاد و ولد چشمگیر است. در سال ۲۰۲۲، حدود نه ماه پس از شروع واکسیناسیون، کاهش قابل توجهی در نرخ زاد و ولد برای گروه سنی مربوطه آغاز شد. این کاهش یک پدیده موقت نیست و بنابراین نشان دهنده آسیب مداوم است.
https://tkp.at/2025/08/28/auch-in-suedtirol-abruptes-absinken-der-geburtenrate-ab-2022/
پروفسور هامبورگ در توییتر در تاریخ 29.08.25:
«برای اولین بار از زمانی که مرکل مرز را باز کرد، بیکاری به بالای ۳ میلیون نفر رسیده است. چه یک کارگر فولاد در دویسبورگ باشد و چه یک مهندس در اشتوتگارت: اوضاع بدتر خواهد شد زیرا هابک/اتحادیه اروپا مسیر اشتباهی را در پیش گرفتهاند و ائتلاف سیاه-قرمز چیزی را تغییر نمیدهد.»
پیشینه: گزیدهای کوچک از سیاستهای ضدکسبوکار از زمان باز شدن مرز در سال ۲۰۱۵:
• افزایشهای متعدد در مالیات CO2
• افزایش چشمگیر حق بیمههای تأمین اجتماعی
• تجارت، غذا و خدمات به طور دائم در اثر قرنطینه آسیب دیدند
• ممنوعیتهای احتراق، گرمایش و سایر موارد، برخی به قوت خود باقی هستند و برخی دیگر همچنان پابرجا هستند
• امتناع از راهاندازی نورداستریم (یک خط سالم است، بقیه قابل تعمیر هستند)
• تخریب نیروگاههای مدرن به عنوان مدرکی از یک انگیزه مرگ: موربورگ، گروندرمینگن ...
• جنگ اقتصادی علیه روسیه و به زودی در بسته نوزدهم، علیه سایر نقاط جهان نیز در راه است.
• ایجاد دهها هزار موقعیت شغلی دولتی و حتی یک وزارتخانه کامل تحت عنوان «کاهش بوروکراسی»
• مقررات بیشتر و بیشتر مانند حداقل دستمزد، توافقنامه چانهزنی جمعی، حداقل ترمز ...
• بزرگترین بدهی ملی در زمان صلح، که اکنون قرار است به طور دائم افزایش یابد
مرتس و کلینگبیل بیوقفه سیاست اقتصادی ائتلاف «چراغ راهنمایی» را ادامه میدهند. هر کسی که معتقد باشد میتواند آلمان را با نرخ استهلاک ناچیز و نزولی از یک بحران ساختاری عمیق نجات دهد، احمق است.
«مهاجرت مداوم فقط در کشورهایی مورد نیاز است که سیستمهای اجتماعی آنها بر اساس طرحهای پونزی طراحی شدهاند، که مستلزم تعداد فزایندهای از مشارکتکنندگان در تأمین اجتماعی برای پوشش هزینههای یک سیستم اجتماعی است که درآمدهای آن برای دههها توسط گانگسترهای سیاسی منحرف و دزدیده شده است. برای مثال، اگر درآمدهای بیمه بازنشستگی منحصراً به نفع کسانی بود که حق بیمه بازنشستگی پرداخت کرده بودند، این حق بیمهها منحرف و برای خرید حامیان سیاسی استفاده نمیشد و مازاد درآمد نسل بومر به راحتی هزینههای سیستم بازنشستگی بومر را پوشش میداد، بدون اینکه نیازی به افزایش مداوم حق بیمههای تأمین اجتماعی و کاهش مداوم مزایا برای پر کردن خلأها باشد.»
در همین حال، گانگسترهای سیاسی کمکهای مالی بومرها را دزدیدهاند و میخواهند بار دیگر با جلوه دادن این دزدیها به عنوان یک مشکل مالی، از مسئولیت شانه خالی کنند.
https://sciencefiles.org/2025/08/28/alternde-gesellschaften-foerdern-wohlstand-alter-und-erfahrung-wichtiger-als-die-bevoelkerungszahl/
سارا واگنکنشت در توییتر در تاریخ 31.08.25:
«این تصمیم از سوی وزیر اشتباه و خودسرانه است. البته اصلاحات اساسی برای مقابله با سوءاستفاده از کمک هزینه شهروندی لازم است، اما نه برای قطع مؤثر کمک هزینه والدین مجرد که اغلب به دلیل کمبود مهدکودک قادر به کار نیستند، و کارگرانی که مدت زیادی است که به دلیل سیاستهای اقتصادی ضعیف شغل خود را از دست دادهاند و پس از مدت کوتاهی به کمک هزینه شهروندی نیاز پیدا میکنند. با توجه به افزایش قیمت مواد غذایی و انرژی، #توقف_پرداخت_کمک_هزینه_شهروندی، مردم را فقیرتر خواهد کرد. میلیاردها دلار همچنان به #اوکراین سرازیر میشود و فقرا در اینجا با ضربهای سهمگین روبرو خواهند شد. این پیشدرآمدی از آنچه در پیش است، یعنی کاهش بودجههای اجتماعی برای تأمین مالی هزینههای نظامی است. ائتلاف محافظهکاران-قرمزها در حال تعمیق شکافهای اجتماعی در آلمان است!»
https://www.perplexity.ai/search/ich-suche-den-beitrag-von-herr-MD9NNpLxRFGGnIzwOh5djw
«یک متاآنالیز کاکرین پیش از این شواهدی ارائه کرده است که نشان میدهد رابطه بین مصرف نمک و بیماریهای قلبی عروقی، که معمولاً تصور میشود با فشار خون بالا تعدیل میشود، به آن سادگی که در توصیههای سازمان بهداشت جهانی و دیگران به نظر میرسد، نیست. یک رابطه U شکل پیشنهاد شده است: مصرف خیلی کم و خیلی زیاد نمک مضر است.»
https://sciencefiles.org/2025/09/06/who-zu-viel-salz-hoher-blutdruck-herzinfarkt-forschung-das-ist-falsch/
«باید بدیهی باشد که بوندسبانک آلمان نمیتواند یک تریلیون یورو بدهی را که در حال حاضر «فقط» روی کاغذ وجود دارد، اما در صورت فروپاشی منطقه یورو، بدون اینکه دچار مشکل جدی شود، «قابل پرداخت» خواهد شد، جذب کند. در همین حال، کشورهای عضو منطقه یورو همچنان در لبه پرتگاه تلوتلو میخورند. هیچ کشوری احساس نمیکند که مجبور به صرفهجویی یا کاهش هزینههای خود است. برعکس، این دیدگاه گسترش یافته است که پول از بانک مرکزی میآید.»
این وضعیت که از قبل هم تا حد زیادی ناامیدکننده بود، اکنون با کاهش رتبه اعتباری فرانسه توسط S&P بدتر هم شده است. این بدان معناست که فرانسه باید برای پوشش حجم زیاد بدهیهای انباشته شده خود، پول بیشتری نسبت به قبل جمعآوری کند. در حال حاضر، بدهی معادل ۱.۱۳ برابر تولید ناخالص داخلی فرانسه است (برای مقایسه: آلمان: ۰.۶۹ تولید ناخالص داخلی، پرتغال: ۰.۹۸ تولید ناخالص داخلی، اسپانیا: ۱.۰۲ پوند انگلیس، ایتالیا: ۱.۳۵ تولید ناخالص داخلی، یونان: ۱.۵۴ تولید ناخالص داخلی). این امر مستلزم بهره و بازپرداختهای بیشتر برای جبران ریسک فزاینده طلبکاران این کشور در هنگام خرید اوراق قرضه دولتی است. این امر فرانسه را به بار فزایندهای بر دوش منطقه یورو تبدیل میکند که تا حد زیادی توسط اقتصاد بیمار آلمان و بوندسبانک که در حال انباشت مطالبات Target II از سایر کشورهای منطقه یورو است، تحمل میشود.
https://sciencefiles.org/2025/10/19/wirtschaftlicher-niedergang-und-abwertung-reisst-frankreich-die-eurozone-mit-in-den-abgrund/